محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

34

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

از الگوى برتر مىگيريم ؛ و عقل و وحى براى آن حقيقت بنيادين ، دو عامل ظهور و بروزند كه مصدر و سرچشمهء واقعى آن دو را براى الزام اخلاقى معتبر دانسته است . اكنون به يك انديشهء بنيادى ديگرى مىرسيم كه مؤلّف روى آن پافشارى كرده و در ضمن اين كتاب ، آن را در نهايت وضوح ابراز داشته است ؛ و آن تفكّر بنيادى عبارت است از اين‌كه ، اخلاق بدون عقيده و ايمان هيچ جايگاهى ندارد . « 1 » و عقيده در اينجا پيوند ذاتى با اخلاق دارد ؛ بدين معنا كه ايمان به حقيقت اخلاقى ، همانند يك حقيقت قائم به ذات روى فرد سايه مىگسترد و او را ملزم مىسازد تا از هواهاى نفسانى و مصالح و تمايلات خود چشم‌پوشى كند ؛ جز اين‌كه موضوع اين عقيده به دو روش مختلف قابل تصوّر است ؛ درحالىكه يك فرد منكر عقلانى در كنار فكر جامد و يا در برابر يك مفهوم مجرّد و يا در نزد يك موجود گنگ بىجان متوقّف مىماند ؛ مىبينيم يك فرد باايمان در اين نداى درونى ( نداى فطرت ) صداى معبودش را مىشنود و در زواياى قلبش پيام آسمانى آفريدگارش را ترسيم مىكند . و ما اين طرز فكر را جايگزين انديشه‌اى مىبينيم كه بيانگر يك حقيقت زنده و اثرگذار است و مىفهماند كه باهم ارتباط نزديكى دارند و هم‌چون اعضاى يك پيكرند و همواره از آن نيرو و روشنايى مىگيرد و با عميق‌ترين احساسى مايل است آن را احترام كند ؛ احساس احترامى آميخته با رقيق‌ترين احساسات دوستى . اين شعلهء فروزان عاطفى كه ايمان قلبى او را تحريك مىكند ، همزمان تاب و توان خلّاق او را نيز تغذيه مىكند . چنين كسى ، آنگاه كه متوقّف مىماند و يا سقوط مىكند ، باز هم نااميد نمىشود و اميدوار است ؛ به زودى روى پاهاى خود مىايستد و به راه خود ادامه مىدهد ؛ درحالىكه به اين نيروى عظيم اعتماد دارد و از آن كمك مىگيرد . و بدين وسيله امكان دارد كه بگوييم اخلاق جايگاهى آماده‌تر از قلب مؤمن پيدا نمىكند كه در آنجا شكوفا

--> ( 1 ) - فضايل و كمالات اخلاقى زمانى از پشتوانهء قابل اعتمادى برخوردار است كه بر ايمان به خدا و روز جزا تكيه داشته باشد . « ژان ايزوله » دراين‌باره مىگويد : « از ابتداى تاريخ فلسفه ، يعنى از ارسطو و پيش از او سقراط ، تا امروز همهء كوشش‌ها اين بوده است كه بدون خدا مكتبى اخلاقى طرح كنند و اخلاق را از زيربنا و پايگاه مذهبىاش جدا سازند و بر خود اخلاق يا بر انسان‌دوستى يا بر فلسفهء ماترياليسم و يا بر منطق ، استوارش كنند ؛ امّا همهء كوشش‌ها بىثمر مانده و هرگاه كه خواسته‌اند اخلاق را از زير بناى هميشگى آن جدا سازند ، فروريخته است Jean Isole : la Sainte Cite . . ( مهندس سادات ، محمّد على : كتاب اخلاق اسلامى ، ص 24 ، نشر سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انسانى دانشگاه‌ها ، تهران 1372 ) - م .